شبهه
امروز هم بسیاری از کسانی که شبهاتی مطرح می کنند تا اساس دین را متزلزل کنند و نسل جوان را از اسلام و معنویت برگردانند ، همان طلحه و زبیرهای زمان هستند . همان کسانی که می دانند اگر اسلام ناب پیاده شود ، نمی توانند به غارت اموال مردم و بیت المال ، عیاشی و فسادشان ادامه دهند و دیگر نخواهند توانست در مشاغل حساس نفوذ کنند تا مانند خلیفه سوم تمام اقوام و بستگانشان را در سر کار آورند . بر همین اساس با ولایت فقیه ، روحانیت متعهد ، سپاه ، بسیج ، فقهای شورای نگهبان ، حجاب و ... مخالفت می کنند .
چرا مغیره بن شعبه شبهه پراکنی کرد ؟
مغیره بن شعبه (1) که از طرف خلیفه دوم فرماندار کوفه بود ، آنقدر شب شراب خورده بود که با حالت مستی برای مردم ، نماز صبح دو رکعتی را چهار رکعت خواند و بعد در مسجد استفراغ کرد که حد بر او جاری شد . همین مغیره با این همه فساد و آلودگیش ، وقتی حضرت علی (ع) حکومت را در دست می گیرد با آن حضرت مخالفت می کند و ایجاد شک و شبهه در جامعه را شروع می کند .
مغیره برای آنکه اطراف علی (ع) را از انسانهای شایسته خالی کند ، به عمار یاسر می گوید : من شرکت در نبرد و جنگ را دوست دارم ولی تردید دارم که حق با علی (ع) است یا نه !!
وقتی عمار یاسر در جواب او گفت : پناه می برم به خدا که بعد از بینایی و ایمان به اسلام ، کوردل و سیاه دل شوم . مغیره به نصیحت او پرداخت .
وقتی خبر بحث بین عمار یاسر و مغیره به علی (ع) می رسد آن حضرت می فرماید :
« دعه یا عمّار فانّه لم یاخذ من الدّین الّا ما قاربه من الدّنیا و علی عمد لبس علی نفسه لیجعل الشّبهات عاذرا لسقطاته » (2)
ای عمار ! او را رها کن . چرا که او از دین به مقدداری دریافت کرده که به دنیا نزدیکش سازد و عمدا حق را بر خود مشتبه ساخته ، تا با این شبهات به لغزش ها و کارهای خلافش ادامه دهد .
آیا باید جواب هر شبهه و پرسشی را دانست ؟
همانگونه که بیان شد ، گاهی پرسش از طرف سوال کننده برای به دست آوردن آگاهی و روشن شدن مطلب می باشد که این نوع سوالکنندگان وقتی جواب مناسب و مستدلی را می شنوند قبول می کنند .
ولی گاهی پرسش برای فهمیدن مطلب نیست بلکه به خاطر عناد و دشمنی است که با اسلام دارد . لذا هر چند جواب منطقی باشد باز اشکال بی مورد دیگری می گیردزیرا او مبنایش بر قبول نکردن و اشکال بر دین است . برای چنین افرادی اگر صدها دلیل بیاوری قبول نمی کنند همانطوری که برای انسان کور اگر هزاران لامپ و نورافکن و یا خورشید روشن باشد باز می گوید تاریک است . ندیدن انسان کور تقصیر خورشید نیست بلکه نقص و عیب از خود اوست .
با توجه به تهاجم گسترده فرهنگی بر ضد اسلام عزیز و برخی اشکال تراشی های خصمانه دشمنان و نیز برخی داخلیها ، هرچه در پاسخ به سوالات آنها جواب منطقی و قانع کننده داده شود باز اشکال دیگری ایجاد می کنند . چنین افرادی به چیزی جز شهوترانی و لذتهای نامشروع دنیا نمی اندیشند ، دین و قانونی را که برخلاف شهوت نامشروعشان باشد اصلا قبول نمی کنند . اینها دینی را می خواهند که مطابق هوی و هوسشان باشد نه اینکه آنها پیرو دین باشند . چنین افرادی خدا و معبود و معشوقشان دنیا و هوای نفس است (3) زیرا قدرت تعقل و فهم مسائل معنوی را ندارند و دائم اشکال می گیرند .
از چه کسی باید سوال کرد؟
یک فرد عاقل در زندگی وقتی با مشکلی رو به رو می شود برای حل آن به کاردان و متخصص آن رشته رجوع می کند . مثلا شخص بیمار به پزشک مراجعه می کند و فردی که می خواهد بنایی را بسازد جهت نقشه و نظارت بر کار ساختمانش به مهندس ساختمان مراجعه می نماید. در مسائل دینی و پاسخ به پرسشهای اعتقادی هم باید به متخصصان این رشته همچون مراجع عظیم الشأن و طلاب فاضل ، بزرگوار و متعهد رجوع کرد .
نکته دیگر اینکه همانگونه که شخص مبتلا به ناراحتی گلو می تواند به دکتر عمومی مراجعه نماید ولی برای آنکه متخصص گوش و حلق و بینی مهارت بیشتری دارد و در واقع تخصصش در این زمینه بیشتر است به او مراجعه می کند ، در پاسخ به سوالات اعتقادی هم باید به کسانی مراجعه کرد که متخصصان علوم دینی هستند و آن روحانیونی هستند که از حوزه های علمیه برخاسته اند و دهها سال برای تحصیل معارف قرآنی رنجها را تحمل کرده اند و در پیمودن مقامات معنوی به حد اعلی رسیده اند .
بنابراین شما جوانان عزیز برای حل شبهات و پرسش های دینی و اعتقادی خود به این بزرگان مراجعه نمایید و از عده ای روحانی نما که مزدور دشمنان اسلام هستند و سوابق خوبی ندارند و نیز کسانی که نسبت به معارف اسلامی بی اطلاع می باشند و یا آگاهیشان سطحی است اگر چه دارای مدرک بالایی هم باشند اجتناب نمایید . زیرا چه بسا سوال از این افراد غیر مطلع از اسلام ناب موجب انحراف فکری و اعتقادی خواهد شد.
اظهارنظر در مسائل دینی و احکام شرعی بر اشخاصی که صاحب نظر نیستند جایز نیست و بر مومنین واجب است در تمام احکام دینی به مراجع بزرگوار تقلید و اسلام شناسان مورد وثوق و اعتماد مراجعه نمایند .
منابع:
1. نهج البلاغه نامه 62 / شرح نهج البلاغه کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی ج 5 ص 203
2. نهج البلاغه فیض الاسلام قصار 397 / نهج البلاغه صبحی ص 405 / شرح نهج البلاغه آیه الله مکارم شیرازی ج 3 ص 365 و 558
3. سوره فرقان آیه 43 / سوره جاثیه آیه 23 / سوره مومنون آیه 71 / سوره محمد (ص) آیه 14
چرا مغیره بن شعبه شبهه پراکنی کرد ؟
مغیره بن شعبه (1) که از طرف خلیفه دوم فرماندار کوفه بود ، آنقدر شب شراب خورده بود که با حالت مستی برای مردم ، نماز صبح دو رکعتی را چهار رکعت خواند و بعد در مسجد استفراغ کرد که حد بر او جاری شد . همین مغیره با این همه فساد و آلودگیش ، وقتی حضرت علی (ع) حکومت را در دست می گیرد با آن حضرت مخالفت می کند و ایجاد شک و شبهه در جامعه را شروع می کند .
مغیره برای آنکه اطراف علی (ع) را از انسانهای شایسته خالی کند ، به عمار یاسر می گوید : من شرکت در نبرد و جنگ را دوست دارم ولی تردید دارم که حق با علی (ع) است یا نه !!
وقتی عمار یاسر در جواب او گفت : پناه می برم به خدا که بعد از بینایی و ایمان به اسلام ، کوردل و سیاه دل شوم . مغیره به نصیحت او پرداخت .
وقتی خبر بحث بین عمار یاسر و مغیره به علی (ع) می رسد آن حضرت می فرماید :
« دعه یا عمّار فانّه لم یاخذ من الدّین الّا ما قاربه من الدّنیا و علی عمد لبس علی نفسه لیجعل الشّبهات عاذرا لسقطاته » (2)
ای عمار ! او را رها کن . چرا که او از دین به مقدداری دریافت کرده که به دنیا نزدیکش سازد و عمدا حق را بر خود مشتبه ساخته ، تا با این شبهات به لغزش ها و کارهای خلافش ادامه دهد .
آیا باید جواب هر شبهه و پرسشی را دانست ؟
همانگونه که بیان شد ، گاهی پرسش از طرف سوال کننده برای به دست آوردن آگاهی و روشن شدن مطلب می باشد که این نوع سوالکنندگان وقتی جواب مناسب و مستدلی را می شنوند قبول می کنند .
ولی گاهی پرسش برای فهمیدن مطلب نیست بلکه به خاطر عناد و دشمنی است که با اسلام دارد . لذا هر چند جواب منطقی باشد باز اشکال بی مورد دیگری می گیردزیرا او مبنایش بر قبول نکردن و اشکال بر دین است . برای چنین افرادی اگر صدها دلیل بیاوری قبول نمی کنند همانطوری که برای انسان کور اگر هزاران لامپ و نورافکن و یا خورشید روشن باشد باز می گوید تاریک است . ندیدن انسان کور تقصیر خورشید نیست بلکه نقص و عیب از خود اوست .
با توجه به تهاجم گسترده فرهنگی بر ضد اسلام عزیز و برخی اشکال تراشی های خصمانه دشمنان و نیز برخی داخلیها ، هرچه در پاسخ به سوالات آنها جواب منطقی و قانع کننده داده شود باز اشکال دیگری ایجاد می کنند . چنین افرادی به چیزی جز شهوترانی و لذتهای نامشروع دنیا نمی اندیشند ، دین و قانونی را که برخلاف شهوت نامشروعشان باشد اصلا قبول نمی کنند . اینها دینی را می خواهند که مطابق هوی و هوسشان باشد نه اینکه آنها پیرو دین باشند . چنین افرادی خدا و معبود و معشوقشان دنیا و هوای نفس است (3) زیرا قدرت تعقل و فهم مسائل معنوی را ندارند و دائم اشکال می گیرند .
از چه کسی باید سوال کرد؟
یک فرد عاقل در زندگی وقتی با مشکلی رو به رو می شود برای حل آن به کاردان و متخصص آن رشته رجوع می کند . مثلا شخص بیمار به پزشک مراجعه می کند و فردی که می خواهد بنایی را بسازد جهت نقشه و نظارت بر کار ساختمانش به مهندس ساختمان مراجعه می نماید. در مسائل دینی و پاسخ به پرسشهای اعتقادی هم باید به متخصصان این رشته همچون مراجع عظیم الشأن و طلاب فاضل ، بزرگوار و متعهد رجوع کرد .
نکته دیگر اینکه همانگونه که شخص مبتلا به ناراحتی گلو می تواند به دکتر عمومی مراجعه نماید ولی برای آنکه متخصص گوش و حلق و بینی مهارت بیشتری دارد و در واقع تخصصش در این زمینه بیشتر است به او مراجعه می کند ، در پاسخ به سوالات اعتقادی هم باید به کسانی مراجعه کرد که متخصصان علوم دینی هستند و آن روحانیونی هستند که از حوزه های علمیه برخاسته اند و دهها سال برای تحصیل معارف قرآنی رنجها را تحمل کرده اند و در پیمودن مقامات معنوی به حد اعلی رسیده اند .
بنابراین شما جوانان عزیز برای حل شبهات و پرسش های دینی و اعتقادی خود به این بزرگان مراجعه نمایید و از عده ای روحانی نما که مزدور دشمنان اسلام هستند و سوابق خوبی ندارند و نیز کسانی که نسبت به معارف اسلامی بی اطلاع می باشند و یا آگاهیشان سطحی است اگر چه دارای مدرک بالایی هم باشند اجتناب نمایید . زیرا چه بسا سوال از این افراد غیر مطلع از اسلام ناب موجب انحراف فکری و اعتقادی خواهد شد.
اظهارنظر در مسائل دینی و احکام شرعی بر اشخاصی که صاحب نظر نیستند جایز نیست و بر مومنین واجب است در تمام احکام دینی به مراجع بزرگوار تقلید و اسلام شناسان مورد وثوق و اعتماد مراجعه نمایند .
منابع:
1. نهج البلاغه نامه 62 / شرح نهج البلاغه کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی ج 5 ص 203
2. نهج البلاغه فیض الاسلام قصار 397 / نهج البلاغه صبحی ص 405 / شرح نهج البلاغه آیه الله مکارم شیرازی ج 3 ص 365 و 558
3. سوره فرقان آیه 43 / سوره جاثیه آیه 23 / سوره مومنون آیه 71 / سوره محمد (ص) آیه 14
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 11:54 توسط حیدر کریمی
|
بسم الله الرحمن الرحیم