از این حدیث شریف چند نکته به دست می آید از جمله :توحید و خداپرستی واقعی را برای ما بیان می دارد .در ابتدای حدیث ضرورت خداشناسی و به تبع آن خداپرستی را از روی شناخت و آگاهانه متذکر می شود ،همان اصلی که در اصول دین داریم که آنها را باید از روی آگاهی شناخت و به آنها پایبند بود .و وهم و خیال و همچنین تقلید را در آنها راهی نیست. هر چیز یا کسی در عالم هستی  دارای دو وجود یا به قول علما چند وجود می باشد.اما دو وجود مورد نظر در این حدیث یکی همان اسم دلالت کننده بر آن موجود است و دیگری صاحب آن اسم یا همان معنای آن است.این نام یا صاحب نام یا اسم و و معنا شامل خالق هستی هم می باشد.پرستش خداوند می تواند به سه صورت انجام گیرد:اول اینکه ممکن است بنده فقط به پرستش نام خداوند بدون شناخت و پرستش معنا و صاحب نام خداوند بپردازد که این مورد از مصادیق کفر معرفی شده است .نوع دیگر از پرستش ، پرستش نام و صاحب نام است یعنی پرستش کننده به طور توامان و دوگانه مشغول به نام و صاحب نام می شود و. این توجه توامان به نام و صاحب نام باعث غفلت ایشان از ذات یکتای الهی شده و این نوع  هم کفر شناخته شده است .و اما نوع سوم که مورد پذیرش حضرت باری تعالی واقع می شود بدین صورت است که بنده هدف اصلی خود را پرستش صاحب نام می داند و خود را از تمام مشغولیات شرک آلود رهانیده و هدفش رسیدن به قرب الهی و بندگی محض است .ایشان از صفتهایی که خداوند بوسیله آنهاخود را معرفی نموده است به عنوان چراغ راه استفاده کرده و با کمک آن نام های خداوند بر ایمان خویش می افزاید.به عنوان مثال :یکی از صفات خداوند علیم است .اگر بنده شناخت درست و کاملی از این صفت داشته باشد و درست آن را برای خداوند متصور شود باعث ثبات و همچنین کمال ایمان در وجود او می شود. و در قسمت پایانی که بر ثبوت و دوام ذکر و پرستش الهی اشاره دارد .که خود این دستور برای پرستش در آشکار ا و نهان  برکات زیاد ی را به همراه دارد و همچنین باعث از بین رفتن بسیاری از آفات در پیش انسان در زندگی مادی و معنوی می شود. به امید آنکه خداوند راه شناخت صحیح خودش را به ما نشان داده و توفیق بندگی خود را آنگونه که شایستگی خداوندیش است به ما عنایت فرماید .انشاءالله.